چند نکته راجع به طراحی رابط کاربر (1)

دوست عزیزی که این مطلب را میخوانی، شاید لینک این مطلب در اختیار شما قرار گرفته باشد، شاید از طریق جستجوی وب به این صفحه هدایت شده باشید و یا شاید آدرس این وب سایت جزء بوکمارکها و علاقمندی های شما باشد، بنده موظف هستم قبل از شروع یادآور شوم که این مطلب صرفا یک مطلب تخصصی در باب طراحی رابط گرافیکی کاربر نیست، بلکه موضوعاتی همچون فلسفه، احساس و حتی جغرافیا و تاریخ هم به این موضوع مهم دنیای دیجیتال اضافه شده است، اگر احساس میکنید که یک حرفه ای در طراحی رابط گرافیکی کاربر هستید فکر میکنم این مطلب برایتان مفید باشد و اگر نه چند سطری را مهمان بنده حقیر باشید.

خواندن ادامه مطالب

دنیای من!

از بخت خوش روزگار در جایی از این وسعت خاکی متولد شدم و رشد کردم که آب و هوای خوبی داشت، سرسبز بود و طراوت صبحگاهی هر روز جسم و جانم را نوازش میکرد. آن روزها مثل حالا نه خبری از اینترنت بود، نه دستگاه های متنوع دیجیتالی و نه سرگرمی های آموزشی خوش رنگ و لعاب، که امروز دست هر کودکی میبینیم که با آنها بزرگ می شود. تنها چیزی که آن روزها یکی دو ساعتی وقتم را میگرفت یک تلویزیون قرمز سیاه و سفید و یک رادیو ظبت قدیمی که باز هم قرمز بود. یک ساعتی را هم پدرم به من قرآن می آموخت (آن روزها رسم بود که پدر به پسرش قرآن بیاموزد). من بودم و یک حیات و باغ بزرگ و یک مزرعه که نزدیک خانه مان بود. باران که می بارید صدای جویبار شنیدنی بود، پرندگان همه ساعت به ستایش خالق می پرداختند و زندگی شیرین بود به شیرینی یک حبه قند که مادر هر چند روز یک بار میشکست و در قندان میریخت. سکونت گاه ما نزدیک دامنه رشته کوه های تالش که تا چشم کار میکرد کوه بود و کوه، کوه هایی با رنگ سبز پر رنگ متمایل به آبی که بعضی وقتها سفیدی ابر و مِه نمایی جادیی به آن میبخشید.

خواندن ادامه مطالب