ای همیشه آشنا

ای همیشه موندنی
ای همیشه آشنا
من میدونم منو تنها نمیزاری
تویه کوره راه ظلمت
تو چشات چراغ راه ان
تو نگات فانوس واسم
تو همون گل بهاری، نو بهاری
که همیشه سبز و زندست
می مونه تا ته قصه بی بهونه، بی بهونه
ای همیشه موندنی
ای همیشه آشنا
تویه قاب عکس خالیه خاطره ها
طرح چشمای قشنگت مثل رازه
مثل رویاست که منو تا خود حسرت میبره
حسرت نداشتن دستای پاکت
حسرت مردن بی تو
تویه خلوت ترانه
ای همیشه موندنی
ای همیشه آشنا
تو شکوه آسمونی
تو حقیقت یه رویای قشنگی
من بدون با تو بودن
من بدون تو رو داشتن، هیچ هیچم
خاطره از تو میاد خوبی از برق نگات
من توی مشرق چشمات حس آشنایی دارم
حس پرواز، حس بودن، حس آشنایی دارم
ای همیشه موندنی
ای همیشه آشنا

خواندن ادامه مطالب

بدون موضوع!

با اینکه هوای بهاری قصد عشق بازی دارد، با اینکه طبیعت به شکل هنرمندانه و روح نوازی ما را دست انداخته، با اینکه شکوفه های بهاری عطرشان پر کرده فضا را ولی افسوس که من دیگر نمی توانم لذت ببرم، مثل دیوانه ای که کِز کرده در گوشه دارالمجانین، مشغول گذران عمر هستم و اصلا علاقه ای به ماندن ندارم، حالا اسمش را هر چه بگذاریم، ناشکری، ناله یا هر چیز دیگری. مهم روح سرکش من است که فرسوده شده از بس که زخم خورد از خودی و بی خودی از دوست و دشمن و از بد قضیه که باعث تاسف است زخم های خودی ها و دوستان عمیق تر و کاری تر بودند…

خواندن ادامه مطالب

امشب

در دل تنگم گله ها دارم امشب
با نوای بی نوایی خوانم امشب
از تو میخوانم که دردم را دوایی
هراسان و پریشان حالم امشب
هر چه میجویم در دشت واژه
سراغی نیست از غزلهایم امشب
تو را گم کرده ام تقصیر دل نیست
به یاد خاطراتت افتادم امشب
شب هجران، نوای آتشین دل
تو را خواهم که با من باشی امشب
مرغ شب نوایی غریبانه سر داد
باز من بی دل پریشان حالم امشب

خواندن ادامه مطالب

مرد دیونه

دستاتو میگیرم عاشق تر میشم
دستامو میگیری تنها تر میشم
من از همه دنیا دلگیر و آزردم
من احساسمو از بین بردم
تا تو نباشی که دنیا دنیا نیست
این روح فرسودم جاش تو دنیا نیست
رویای هر شبم پر شده از نگات
رویای واقعی می مونم به پات
عطر حضور تو پیچیده تو فضا
تو گل مریمی یا یاسی یا انار
گلهای باغچمون دلتنگ نازتن
تو ناز میکنی من ناز میکشم
هر روز این خونه بی تو زمستونه
کجای نازنین برگرد پیش این مرد دیونه

خواندن ادامه مطالب

چشمای خندون

تو با اون چشمای خندون من و از خودم ربودی
عاشقونه های قلبم رو واسه خودت سرودی
من کجای این ترانه تو رو گم کردم و بازم
تو با چشم مهربونت من از نو دیدی بازم
ماندگاری تو همیشه با منی هرجا که باشم
تو یه دریا، یه ستاره تو یه کهکشانی واسم
توی چشمای پر از مهر تو ماهو میبینم
با نگاهت دستای عشق و دوباره میگیرم
من همون عاشق دل شکسته تو قصه هام
هستی مو میدم که تو همیشه باشی تو نگام
تو صدای خسته و گرفته این عاشق بی ادعا
حس غم رو حس کن و با من بمون بی انتها

خواندن ادامه مطالب