چرا به مهاجرت فکر میکنم؟

هیچگاه اندیشه مهاجرت از سرزمین مادریم ایران از ذهنم عبور نمیکرد، چه رسد به اینکه بخواهم راجع به آن بنویسم و یا برنامه ای برای آن داشته باشم، متاسفانه این روزها فشار روحی و فکری توانی برای ادامه زندگی معمولی برایم باقی نگذاشته، هر روز اخباری را میشنوم و یا میخوانم که طعم قتل، مزاحمت و اختلاس دارد، نه اینکه در جای دیگری از دنیا چنین وضعیتی حاکم نیست نه ولی اگر باشد به این شدت نخواهد بود، یکی از دلایل اینکه این روزها به فکر مهاجرت هستم نبود و عدم رعایت قانون کپی رایت و حمایت از پدید آورنده است، شاید فکر کنید که سازمانهای عریض و طویلی که مجری این مسائل در کشورمان هستند چه کار می کنند، من به شما می گویم که شاهد یک تاتر مضحک از جانب آنها هستیم، اهالی فن خوب میدانند که چه میگویم، به عنوان یک برنامه نویس و طراح نرم افزار این را خوب میدانم که سابقه و کارنامه درخشانی در این حوزه چه در ایران و چه در عرصه بین المللی از خود به جا گذاشته ام ولی عدم حمایت از طرف دولت و نهادهای حاکم توانی برای تولید با کیفیت برای من و مجموعه ای که مدیریت میکنم باقی نگذاشته و من به این اصل معتقدم که یا تولید نداشته باشیم و یا اگر تولید داریم به بهترین نحو و با بهترین کیفیت باشد و همچنین مطمئنم محصولاتی را که من تولید کرده ام و یا در تولیدشان مشارکت داشته ام جزء بهترین ها در نوع خودشان هستم و یقین دارم و با اطمینان این موضوع را عنوان می کنم.

براحتی میتوانستم با سرمایه ای که در اختیار داشتم بهترین کسب و کارها را ایجاد کنم و سرمایه ام را چندین برابر نمایم ولی هدفم برای من با ارزش تر از پول و اعتبار بود و هست، هدفم این است که سالها بعد جوانان ایرانی با افتخار محصولات دیجیتال و نرم افزاری (نرم افزار، بازی رایانه ای، محتوای الکترونیکی) داخل ایران را تهیه و استفاده نمایند و ببالند به خودشان که صنعت نرم افزار کشورشان میتواند حرفی برای گفتن در جمع بزرگان داشته باشد.

این ها را نوشتم نه اینکه بخواهم از اوضاع شکایت کنم من استاد تغییر شرایط هستم این را نه شما بلکه کسانی که از نزدیک با من هستند و یا کار کرده اند خوب می دانند، این مطالب را نوشتم که اگر جوانی خواند اینها را بداند که چه شرایط حاکم است در این حوزه.

من به عنوان یک کار آفرین که در خلوت مشغول کار هستم رضایت ندارم از نهادهایی که در راس رسیدگی به این امور هستند و چند سوال:

1- چرا برخی شرکتهای دانش بنیان که همه چیز تولید میکنند به جز دانش و حتی کارشان به کپی کردن سورس های چینی و روسی نرم افزار ها هم رسیده، مورد حمایت شدید برخی نهاد ها قرار می گیرند و گاها وام های کلان بلا عوض دریافت میکنند؟ آیا به غیر این است که از روابط و پشتیبانی قوی برخی دوستان و سیاسیون برخوردار هستند؟

2- چرا با تخلفات و کپی های غیر قانونی که حتی شرکتهای قانونی و نهاد های دولتی و رسمی متهم آن هستند برخورد نمیشود؟ آیا به غیر این است خوشان هم از محصولات کپی استفاده می کنند و آیا نمیدانند حق الناس چیست و…

3- چرا از محصولاتی که گروه ها و تیم های جوان و خصوصی که تولید کرده اند حمایت مالی نمی شود؟ و چرا سیستمهای نرم افزاری تولید شده توسط گروه ها و تیم های مذکور که هیچ پشتیبان و حامی به غیر از خداوند بزرگ ندارند و از لحاظ کیفی قابل رقابت با محصولات خارجی هستند از طرف دولت پشتیبانی و حمات نمیشوند؟

4- چرا بازار صنعت نرم افزار ایران به روزی افتاده که شرکت های فعال در این حوزه مشتریان جدید ندارند و در حال پشتیبانی و خدمات رسانی به مشتریان قبلی خود هستند؟

5- چرا خدماتی مانند وب هاستینگ، فروش دامنه، فروش و خدمات ابری و سایر خدمات این چنینی قواعد و قانون محکی ندارند و بر کار شرکتهای فعال در این حوزه رسیدگی نمیشود؟

6- چرا صنعت تولید بازی های رایانه ای کشور به روزی افتاده که شرکتهای نه چندان قوی از لحاظ تولید (نه بخاطر عدم توانایی فنی، بلکه به دلیل عدم حمایت توسط دولت و بخش به اصطلاح خصوصی) به فکر تولید محصولات بزرگ نیستند و همان محصولاتی که در سطح کوچک و متوسط تولید می کنند را بعضا در خارج از کشور رونمایی و منتشر می کنند؟

7- چرا هیچ نهادی برای ساماندهی به امور شرکتهای تازه تاسیس و استارت آپ های نو ظهور ایرانی وجود ندارد و چرا سازمانهایی مانند پارک علم و فناوری و سایر سازمانهای دولتی و نیمه دولتی توانایی فنی و مدیریتی خاصی در این مسائل را ندارند با بودجه های کلان دولت مواجه می شوند و در پشتیبانی از طرح و ایده های نو کاملا سلیقه ای عمل می کنند.

اینها سوالاتی هستند که دوست دارم جواب بدهند دوستانی که در راس امور هستند و مطمئنا می بینند و می خوانند این مطالب را، هر چند سوالات زیاد است ولی مجالی نیست برای پرسش.

اینها را نوشتم نه اینکه شاکی باشم نه، اینها را نوشتم تا بخوانند جوانانی که با صد شور و شوق قدم در این عرصه می گذارند کمی با احتیاط تر و کی با تفکر و تعقل بیشتر شروع به کار کنند.

به هر حال با رفتن و ماندن من هیچ اتفاق خاصی نمی افتد و آب از آب تکان نمی خورد و اگر تغییری حاصل شود یک تغییر فردی به حساب می آید و نه چیز دیگر. اما شما خواننده گرامی راجع به مطالب نوشته شده کمی فکر کنید و بعد نتیجه گیری نمایید که مطمئنم این طور بهتر است.

و موضوع آخر اینکه ممکن است دوستانی از نوشته هایم ناراحت شوند و به این دوستان هم می گویم حقیقت تلخ است و انسان بعد از هر تلخی بهتر است جرعه ای آب گوارا بنوشد.

پاینده، پیروز و شاد باشید.

موارد مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *